نمایش از 20 آذر 1391 بازدید: 16615
پرینت

 

راهی ساختیم مال خودمان، از طناب خودمان، از نفس و عرق خودمان

بر کوهنوردان ایران در برودپیک چه گذشت؟

 



 " تو پیروز شدی، تو فاتح قلب‌های ما شدی؛ شکوه و عظمت زندگی را ندیدی و اراده کردی تا آن را بر بلندترین قله‌ها بیابی. به سان همه آدمیان، آری، از شکست ترسیدی اما عنان خود به وحشت نسپردی و عازم پرخطرترین سفرها شدی و این بار کوه‌ها از تو آموختند اراده، قدرت و صبر را."
اینها جملاتی هستند که آبان ماه گذشته پس از مفقود شدن مهدی عمیدی در مون بلان فرانسه نوشتیم و با "پلنگ برفی ایران" خداحافظی کردیم... هنوز محمد اوراز را هم از خاطر نبرده ایم، اولین ایرانی و اولین مسلمانی که قله اورست را فتح کرد و آوازه کوهنوردان ایرانی را جهانی کرد. او هم در دل طبیعت آرام گرفت و یازده سال پیش در قله گاشبروم پاکستان گرفتار بهمن شد. اوراز هم رفت... حالا کوهستان سه فرزند دیگرش را از آغوش خانواده هایشان به آغوش خود فرو برده است؛ پسرانی که "مسیر ایران" را به دوازدهمین قله مرتفع جهان باز کردند اما بازگشتی بی انتها داشتند، بازگشتی به دل کوهستان.
به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، آیدین بزرگی، مجتبی جراحی و پویا کیوان به همراه رامین شجاعی و افشین سعدی راهی "برودپیک"، دوازدهمین قله‌ی مرتفع دنیا در رشته کوه های هیمالیا شدند تا مسیر جدیدی را به قله 8051 متری باز کنند. بزرگی، جراحی و کیوان سه نفری بودند که برای صعود نهایی به قله حمله می‌کنند. "پسران کوهستان" مسیر جدیدی به قله با نام " مسیر ایران" باز می‌کنند و پرچم ایران را بر فراز "برودپیک" برافراشته می‌کنند اما خبر بازگشت آنها از قله غم انگیز است چون دیگر بازگشتی در کار نیست. انگار باید برنگردند تا فتحشان را به گوش همه برسانند، برنگردند تا "مسیر ایران" را فریاد بزنند، برنگردند تا ... این است رسم روزگار امروز ما.
آغاز عملیات؛ فتح برودپیک از مسیر ایران
برودپیک با ارتفاع 8051 متر در رشته کوه قراقرون در شمال شرقی پاکستان و در مرز با چین قرار دارد. برودپیک بخشی از رشته کوه‌های عظیم هیمالیا است که سه قله‌ی مجزا به ارتفاع‌های 8051 متر (قله اصلی)، 8016 متر (قله مرکزی) و 7550 متر (قله شمالی) دارد و فتح آن ممکن است تا 6 هفته طول بکشد.
کمپ پایگاهی این رشته کوه در ارتفاع 5000 متری است و کمپ‌های میانی در ارتفاعات 6200 متر، 6800 متر و 7300 متر واقع شده‌اند که معمولا برای صعود به قله به 6 تا 9 هفته زمان نیاز است. گروه پنج نفره ایرانی در حالی به فکر گشایش "مسیر ایران" به برودپیک است که تنها پشتیبانشان همتشان است و تنها یاورشان، اراده‌ی خود.
اما آیدین بزرگی قبل از سفر درد دل نامه‌ای می‌نویسد و از رفیقش می‌خواهد پس از اعزام آن را منتشر کند. آیدین می‌نویسد: " این ماییم، دوباره اینجاییم. با هم هستیم ولی تنهاییم. اینجاییم نه از برای خودخواهی، نه از برای خودنمایی، اینجاییم از سر عشق، اینجاییم از سر شور، از سر غرور. اینجاییم از برای رشد، از برای اوج، از سر جنون، اینجاییم برای پایان، پایان یک آغاز، پایانی که آغازی بلند پروازانه تر را نوید دهد."

تیم اعزامی به پاکستان

انگار آیدین از آخر قصه خبر دارد: " اینجاییم برای پایان، پایان یک آغاز"
بر کوهنوردان ایران در برودپیک چه گذشت؟
2 تیر 92، در مسیر کمپ اصلی
تیم در مسیر کمپ اصلی قله برودپیک مستقر شده و حرکت خود را به سمت کمپ اصلی برودپیک آغاز می‌کند. تنها سه روز تا رسیدن به کمپ اصلی قله فاصله است.
15 تیر 92، رسیدن به ارتفاع 6600 متری
تیم موفق به برپایی چادر خود در ارتفاع 6600 متری شده است. در آخرین تماس برنامه بعدی شناسایی مسیر و تلاش جهت هم هوایی تا ارتفاع 7100 عنوان شده است. حال کلیۀ اعضای تیم خوب گزارش شده است.
21 تیر 92، استقرار در کمپ اصلی
تیم گشایش "مسیر ایران"، در کمپ اصلی مستقر است. با توجه به پایان دورۀ هم هوایی و پیش‌بینی جبهۀ هوای خوب چند روزه در منطقۀ یخچال بالتورو توسط سایتهای معتبر و تیمهای حاضر در منطقه، تیم تلاش نهایی خود را جهت صعود به قله و گشایش مسیر "ایران" در جبهۀ جنوب غربی آغاز می کند.
در زمانبندی، روز یکشنبه 23 تیر ماه روز تلاش جهت حملۀ نهایی به قله در 2 کردۀ 3 و 2 نفره تعیین شده است.
25 تیر 92، رویایی که به حقیقت پیوست، گشایش "مسیر ایران"
پرچم ایران بر دوازدهمین قله مرتفع جهان برافراشته می‌شود. رویای گشایش " مسیر ایران" بر فراز برودپیک محقق می‌شود. آیدین بزرگی، مجتبی جراحی و پویا کیوان سه نفری هستند که قله را از مسیر ایران فتح می‌کنند.
باشگاه آرش اینچنین گزارش می‌دهد: " تیم هیمالیا نوردان باشگاه کوه نوردان آرش پس از سه تلاش در سالهای 90،88 و 92 موفق به گشایش مسیر"ایران" در جبهۀ جنوب غرب قلۀ برودپیک شد.
اعضای تیم پس از تلاشی سخت مقارن عصر امروز موفق به صعود قله شدند. اشک شادی بر گونه های همۀ دوستداران این تیم نشست. به امید بازگشتی ایمن برای تمامی اعضای تیم.
27 تیر 92، تیم مسیر بازگشت را گم می‌کند
تیم سه نفره در بازگشت از قله مسیر را گم می‌کند و دچار مشکل می‌شود. در ساعت 7 و 55 دقیقه بعد از ظهر، آیدین بزرگی از نزدیکی گردنه برودپیک با کیومرث بابازاده تماس گرفت و گفت که چادرشان پاره شده، حال یکی از اعضای تیم هم خراب است و نیاز به آب و غذا و کمک برای پایین آمدن دارند.
بابازاده به آیدین گفته که امروز تمام تلاش ها برای رساندن کمک به تیم صورت گرفته و مقداری آب و غذا هم به کمپ سوم رسانده شده است. همچنین به آیدین گفته است که مختصات جی پی اس محل استقرار خود را پیامک کند و حداکثر مقاومت خود را بکنند تا فردا نیروی کمکی به آنها برسد. بابازاده درخواست دارد که دوستان، تلفن او را اشغال نکنند تا آیدین در تماس گرفتن دچار مشکل نشود.
28 تیر 92، وضعیت بحرانی می‌شود، تلاش گروه های سوئیسی و آمریکایی برای یافتن تیم
پس از گفتگوهایی که با کوه نوردان سوییسی و آمریکایی و نمایندگان شرکت ATP انجام شد، یک فراخوان برای کمک به تیم ایرانی برودپیک داده شد. (توضیح این که به باربران ارتفاع، در ازای مشارکت در کار جستجو و نجات، قول پاداش مالی خوب داده شده است).
- ساعت 6 صبح: آیدین تماس گرفت و گفت مانند سابق زمینگیر شده و قادر به حرکت نیستند.
- ساعت 8 صبح: دو نفر باربر پاکستانی که نیمه شب از کمپ برای امداد حرکت کرده بودند در منطقه ای بالاتر از کمپ سوم در حال تراورس به طرف گردنه برودپیک (محدوده حضور تیم) مشاهده شدند.
- ساعت 9 صبح: یک تیم دو نفره از کوهنوردان سوئیسی که نیمه شب از کمپ اصلی "کی 2" برای امداد حرکت کرده بودند نزدیک به کمپ 1 رسیده و اعلام کردند که قصد ادامه صعود دارند.
- ساعت 9:30 : سرپرست تیم سوئیسی اعلام کرد که تیمهای دیگری نیز تشکیل شده و قصد دارند به دنبال تیم نخست به بالا صعود کنند.
- ساعت 10 صبح: آیدین مجددا تماس گرفت و وضعیت شان را بحرانی اعلام کرد.
- ساعت 1 بعد از ظهر: در تماسی که با کمپ اصلی برودپیک برقرار شد مشخص شد که باربرهای ارتفاع پس از تلاشی ناموفق برای رسیدن به گردنه، متاسفانه به کمپ سوم مراجعت کرده اند. همچنین تیم سوئیسی در تلاش برای رسیدن به کمپ دوم است.
- ساعت 1:30 : تلاش می شود امروز افراد دیگری که در منطقه هستند برای امداد رسانی به سمت گردنه صعود کنند.
بعد از ظهر 28 تیر 92، قطع ارتباط با تیم

محل تقریبی مفقود شدن کوهنوردها
در ساعت 16:45 رامین شجاعی (یکی از اعضای تیم در کمپ 3) برای کنترل و تشکیل گروه های امدادی خود را از کمپ 3 به کمپ اصلی رسانده و تماس های لازم با شرکت ATP و کوه نوردان مستقر در کمپ های اصلی برودپیک و K2 گرفته می‌شود.
امشب دو نفر باربر ارتفاع که در کمپ 3 مستقر هستند سعی می کنند در تلاشی مجدد خود را تا ساعت 7 صبح به گردنه برسانند که وقت کافی برای تجسس داشته باشند.
کوه نوردان سوئیسی که در کمپ 2 مستقر هستند با لوازم و تجهیزات بعدی خود را به گردنه می رسانند. تیم های دیگر نیز در حال تشکیل است. تماس دائم بین کمپ اصلی برودپیک و ستاد تهران بر قرار است و تا این ساعت ( 22:00 ) از طرف آیدین تماسی گرفته نشده.
29 تیر 92، وضعیت گروه وخیم می‌شود
در حدود ساعت 13:30 دو مرحله تماس تلفنی با آیدین بزرگی برقرار شد. آنچه از صحبت های نامنظم و پراکنده وی به نظر می رسد این است که وضعیت نامناسب جسمانی و مشکلات ناشی از اقامت طولانی در ارتفاع بر آنها غلبه کرده و متاسفانه مکالمه ای که کمک به یافتن نامبردگان و یا اطلاع از وضعیت جسمانی همراهان وی (پویا کیوان و مجتبی جراهی) باشد امکان پذیر نشده است. بلافاصله موارد به رامین شجاعی در بیس کمپ برودپیک منتقل شد و وی در تلاش برای اعزام تیم دیگری به کمپ های بالاتر است.
ساعت 19.30 آیدین زنگ زد و تقاضای کمک کرد. تغییر محل داده و ارتفاع را 3500 متر اعلام کرده که به نظر اشتباه است چرا که رسیدن او به این ارتفاع غیر ممکن است. اما سایر مشخصات با عکسها و نقشه های منطقه مطابقت دارد. به نظر می‌رسد همان مسیر را که اشتباه پایین رفته بودند و دوباره بالا برگشته اند به تنهایی دارد پایین می‌رود و به بالای سر یک دیواره مهیب رسیده.
اقدامات پس از تماس:
- سعی می‌شود از طریق موبایل آیدین مشخصات جغرافیایی جی پی اس به وسیله مقامات دولتی پیدا شود.
- هلی کوپتری که بتواند کوه نوردان را از بیس کمپ کی دو به بیس کمپ برود پیک حمل کند آماده پرواز است.
- رامین در حال مذاکره با کوه نوردان حاضر در منطقه است که هر کسی که کمک کند کلیه هزینه های آن به انضمام پاداش قابل توجه پرداخت میشود.
30 تیر 92، توماس لامل به کمک تیم جستجو می‌رود
از ساعت 19.30 دیروز تماسی از آیدین گرفته نشده. هنوز نتوانسته ایم مشخصات جغرافیایی تلفنهای دیروز را بدست آوریم. در همین ساعت 8.25 صبح Thomas Lammle کوه نورد و راهنمای معروف آلمانی توسط هلی کوپتر در کمپ اصلی برودپیک پیاده می‌شود. در برودپیک هلی کوپتر فقط در محدوده بیس کمپ توان نشست و برخواست دارد. رامین اعلام کرده توماس را شاید بتواند به همراه چند کوه نورد دیگر در همین ساعت به بالا اعزام کند.
هلی کوپتر در چند پرواز تا حد ممکن از منطقه حادثه عکاسی کرده است، توماس در این پرواز ها حضور داشته است. در این لحظه هلی کوپتر به کمپ اصلی برگشته است و رامین شجاعی با کمک برهمنی و چند نفر دیگر در حال بررسی عکس ها هستند. هنوز ارتباط عزیز و افشین با دو نفر پاکستانی که روز قبل روی گردنه رفته بودند برقرار نشده است.
وقایع روز:
- آیدین هنوز تماسی نگرفته است.
- توماس آخرین عکس های گرفته شده را به سفارت آلمان در اسلام آباد برده است تا با کمک کوه نوردان آلمانی و امکانات موجود در سفارت آن ها را تجزیه و تحلیل کرده و نظر خود را ارائه دهد.
- افشین سعدی در حال حاضر در کمپ 3 برودپیک با آب و غذا مستقر است.
- رامین شجاعی در کمپ اصلی K2 مشغول مذاکره با کوه نوردان خارجی است.
- با بدست آوردن GPS تلفن ماهواره ای مشخص شد که تیم گردنه مابین قله اصلی و فرعی را با گردنه اصلی بین کمپ سوم و قله فرعی اشتباه گرفته و خود را در موقعیت خطرناکی قرار داده است.
31 تیر 92، منصرف شدن برخی کوهنوردان خارجی از کمک
آیدین از ساعت 19:30 روز شنبه 29 تیر 92 دیگر تماسی نگرفته ، شرکت ATP جهت پرواز بالگرد در آمادگی کامل است. کوهنوردان خارجی مستقر در کمپ اصلی برودپیک و K2 بعد از دیدن محل آخرین اسکان بچه ها که از تلفن ماهواره ای آنها به دست آمده به علت دشواری مسیر،امداد را خارج از توان خود برآورد کرده و نمی توانند همکاری کنند.
اول مرداد 92، خالی شدن بیس کمپ از تیمهای جستجوی خارجی
تماس تلفنی برقرار نشده. فردا بیس کمپ برودپیک از تیم های خارجی تخلیه میشود و فقط رامین با چند خدمه باقی می ماند. در K2 کوه نوردان عازم آخرین تلاشهای خود شده اند و حاضر به امداد رسانی در برودپیک نشده اند. در تمام روز تماس با شرکت ATP برقرار بود و چند باربر و دو فروند هلی کوپتر آماده عملیات هستند. (باربران قادر به انجام کار فنی در ارتفاع بیش از 7000 متر نیستند)
نظرات دنیس اوربکو و سیمونه مورو پس از بی نتیجه ماندن جستجوها: " می خواهم محل بیواک را در عکس پیوست نشان دهم، تیم 5 روز است که آنجا است و تمامی تیمهای امداد شامل باربرهای ارتفاع پاکستانی نتوانستند آنها را پیدا کنند ما از هلی کوپتر برای عکس برداری استفاده کردیم ولی نتوانستیم آنها را در عکسهایی که با هلی کوپتر گرفته شده، پیدا کنیم و از شنبه عصر تماسی نیز از آنها نداشته ایم."
بعد از ظهر اول مرداد 92، "کارشناسان می‌گویند آنها نمی‌توانند زنده باشند"
جست‌وجوگران در قله‌ی برودپیک هیمالیا دیگر شانسی برای بازگشت سه کوهنورد ایرانی قائل نیستند، می‌گویند آنها نمی‌توانند پس از شش روز زنده باشند؛ کوهنوردانی که برای برافراشتن پرچم ایران و باز کردن مسیری با نام " مسیر ایران" به دوازدهمین قله مرتفع جهان صعود کردند اما بازگشتی نافرجام داشتند.

برودپیک
بزرگی، جلالی و کیوان موفق شدند با راهگشایی مسیری جدید به نام ایران، پرچم ایران را بر فراز دوازدهمین قله‌ی مرتفع دنیا برافراشته کنند اما در کوهستان با عظمت و شاید هم بی رحم هیمالیا گرفتار شدند. حالا هم پس از شش روز جست‌وجوگران قطع امید کرده‌اند و دیگر شانسی برای زنده ماندن پسران کوهستان قائل نیستند.
مسوول باشگاه کوهنوردی آرش که به پاکستان سفر کرده، تلاش های صورت گرفته برای نجات سه کوهنورد ایرانی را بی نتیجه عنوان می‌کند.
همایون بختیاری که در پاکستان به سر می‌برد به خبرنگار ایسنا می‌گوید: تمام کارهای لازم برای یافتن این عزیزان انجام شد اما متاسفانه به نتیجه نرسید. هم‌اکنون در منطقه حضور دارم و در صحبتی که با توماس لامل بهترین کوهنورد به زعم بسیاری از کارشناسان داشتم متاسفانه اعلام کرد از نظر آنها این کوهنوردان به صورت قطعی جانشان را از دست داده‌اند. به نظر لامل این سه کوهنورد در فاصله‌ی 500 متری پایین‌تر از قله یعنی حدود ارتفاع 7500 تا 7700 متری هستند که هنگام پایین آمدن از قله مسیر را اشتباه رفته و دچار این حادثه شده‌اند.
بختیاری ادامه می‌دهد: این سه کوهنورد مسیر جدیدی را به نام خود و ایران ثبت کردند و پرچم ایران بر فراز قله نمایان است اما هنگام بازگشت دچار این حادثه شدند. باشگاه آرش تمام تلاش خود را برای یافتن این عزیزان و حتی یافتن اجساد آنها انجام داد اما دیگر نمی‌شود کاری انجام داد. لامل به ما توصیه کرد که هیچ عملیات امدادی دیگری برای یافتن این کوهنوردان و حتی پایین آوردن اجساد آنها انجام نشود؛ چرا که آنها در جایی هستند که کمک‌رسانی برای پایین آوردن اجسادشان هم خطرناک است. هلی‌کوپترها تا ارتفاع 8 هزار متری هم بالا رفتند که این واقعا کار خطرناکی است؛ چرا که هلی‌کوپتر نباید این‌قدر اوج بگیرد. شش روز کامل را برای پیدا کردن این عزیزان تلاش کرده‌ایم اما متاسفانه نتیجه نداد.
و در آخر باز به درد دل نامه‌ی آیدین بزرگی می‌رسیم: " اینجاییم برای پایان، پایان یک آغاز... می‌خواهیم مال خودمان باشد، راه خودمان باشد، مسیر خودمان باشد، طناب خودمان باشد، از نفس و عرق خودمان باشد. می خواهیم توانستن را معنی کنیم، می خواهیم تغییر را زندگی کنیم"
مجتبی، پویا و آیدین برنگشته اند. چشمها به انتظار معجزه نشسته اند اما روزهای سپری شده امید را در قلبمان قفل کرده اند. "پسران کوهستان" مسیر ایران را به برودپیک باز کرده اند. این یک آغاز است برای " مسیر ایران" اما یک پایان غرورانگیز برای مجتبی، پویا و آیدین... حالا این راه خودشان است، مسیر خودشان است و از طناب خودشان، از نفس و عرق خودشان، اما " پسران کوهستان" هنوز برنگشته اند.
گزارش و گردآوری مطالب از خبرنگار ایسنا، علی فیض آسا
- توضیح: وقایع منعکس شده درمطلب بالا آنچه است که باشگاه آرش در این یک ماه بر روی سایت خود قرار داده است.

 به بهانه متوقف شدن عملیات جستجو با رضایت خانواده کوهنوردان/فرزندانشان قوی بودند،خودشان قوی تر

 پس از گذشت ده روز از مفقود شدن کوهنوردان ایرانی،خانواده های آنها رضایت دادند که علمیات جستجو متوقف شود.

مرتضی رضایی: ته دلشان راضی نیست؛اما رضایت داده اند.اشک و حسرت در کنار بغضی که گلویشان را بدجور فشار می دهد.20-25 سال پیش،ضجه های مادرانی که از فرماندهان جنگ می خواستند تا جنازهای بچه هایشان را برگردانند هنوز در گوش خیلی ها نجوا می کند.حتی اگر پلاکی،پوتینی،قسمتی از استخوان بدن،قمقمه و... به آنها می رسید آرام می شدند و خیالشان راحت که فرزندشان قبری دارد و می توانند پنج شنبه ها و یا هر زمان دیگری که دلشان می خواهد بر سرمزارش بروند و فرزندان خود را در آغوش بکشند.
اما آیدین و مجتبی و پویا؛کوهستان مزار آنهاست.آن هم در غربت و 7000 هزار متر در آسمان، بعضی ها می گویند به خدا نزدیک ترند. آنها هم یک جورهایی شهید به حساب می آیند.چه چیزی مقدس تر از اینکه برای به احتزاز درآوردن پرچم ایران،همان پرچمی که شهیدان جنگ تحمیلی اجازه ندادند تا در طول 8 سال مقاومت به زمین بیفتد جان خودشان را از دست داده اند؟ آنها که رقص پرچم ایران را در یکی از بالاترین قله های جهان دیدند،دقیقا همان حسی را تجربه کردند که سربازان پس از فتح خرمشهر و فاو و مهران و... داشتند. روزی که مسئول تیم عملیاتی خبرمرگ آنها را تایید کرد در نامه ای خطاب به دبیر باشگاه آرش عنوان کرده بود ناراحت نباشید،آنها در جایی که عاشقش بودند خوابیده اند،کاری به آنها نداشته باشید و اجازه بدهید در خانه جدیدشان استراحت کنند.

کسی ناراحت نیست،فقط بحث دلتنگی است؛بیشتر هم مادرهای آیدین و مجتبی و پویا که دلشان آغوش فرزند می خواهد،اگر نه این سه شیر بچه به آرزوی خودشان رسیدند و چیزی را به دست آوردند که از همان اول می خواستند.حالا خانواده هایشان هم با این قضیه کنار آمده اند و تمام بغضی که در گلو داشتند را فروریختند و اجازه دادند تا عملیات جستجو متوقف شود.این نشان از بزرگی و بخشش آنها دارد و البته احترام به هدف فرزندانشان.حالا برودپیک هم می تواند به خودش ببالد که سه قهرمان را در خودش جای داده است.سه قهرمانی که روزی سنگ های این کوه را به لرزه درآوردند و اراده شان به اندازه ای بزرگ بود که بربام آن ایستادند و فریاد زدند ایران.خوش به حال برودپیک،خوش به حال مردم پاکستان و خوش به حال کوهنوردانی که هر بار از مسیر فتح شده ایرانی ها بالا بروند یادی از آیدین و مجتبی و پویا می کنند و به احترامشان کلاه از سربر می دارند.در آخر و چند خطی خطاب به خانواده این سه عزیز.فرزندان شما به هدفی که می خواستند رسیدند و با عزمی راسخ قله ای را که می خواستند فتح کردند اما باید گفت که اراده شما هم کم از فرزندانی که تربیت کرده بودید ندارد.کسی نمی تواند خودش را جای شما بگذارد.تصمیم بزرگی که گرفته اید نشان از قوی بودنتان دارد،این قوی بودن قابل تحسین است و نمی توان آن را با هیچ چیز دیگری در دنیا عوض کرد.روح فرزندانتان شاد و یادشان گرامی باد.

دریافت ماهنامه نشریه صعود

مشاهده مطالب

  انعکاس صعود همکاران در سایت شرکت

 


بسمه تعالی

آمار مراجعه کاربران به سایت

در سال 1391


گزارشی از وضعیت سایت در سال 91

سایت http://www.kouhnavardan.ir/ به منظور اطلاع رسانی گروه کوهنوردی اداره کل رایانه، در سال 1387 راه اندازی شد.

این سایت ابتدا به زبان دات نت ایجاد شد و پس از ادغام این گروه با هیات کوهنوردی شرکت مخابرات استان تهران، سایت کوهنوردان نیز توسط نرم افزار جوملا 2.5 بازسازی شد و در اختیار کوهنوردان شرکت قرار گرفت.

تا زمان تهیه این گزارش (اول اسفند 91)  مجموعا 50000 بار باز دید از این سایت بعمل آمده و بیشترین بیننده از موضوعات به ترتیب تعداد بازدید کننده ها: 1- برنامه های اجرا شده 2- گالری عکس 3- اخبار 4-پیش برنامه ها 5-روابط عمومی 6- مقالات 7- آموزش 8- نظرات 9- اساسنامه و... می باشد.

تاکنون حجم اطلاعات سایت به اندازه 2.633GB  رسیده که شامل 18000 فولدر و 94000 فایل می باشد، و 440 عکس برگزیده شده از عکسهای کوهنوردان در اجرای برنامه ها  در سایت قرار داده شده است.

80 مورد نظر تایید شده در سایت قابل مشاهده است، اداره سایت توسط هشت نفر از کاربران زیر که اجازه ویرایش صفحات را دارند انجام می شود.

آقایان و خانمها:

حسین امیری - حسن هاتفیان - ناصر عبدی - داود حسین زاده - احمد نجفی آذر - منیر فخری - وحید ابراهیمی - فرید کازرونی.

کلیه مطالب سایت در قالب 43 منو و 11 مجموعه و 24 موضوع اصلی قرار دارد.

بنابه مفاد اساسنامه هفت بخش مجزا در اختیار شورای اجرایی قرار گرفته است که برخی از کمیته ها از این فضا بخوبی استفاده نموده اند.

به امید بهبود روز افزون سایت با همکاری همنوردان گرامی

عبدی                                                 



گزارشی از وضعیت دره فرحزاد

 


حادثه در قله ورجین (روستای کلوگان)

مطلع شدیم یکی از همنوردان کوهنورد شرکت مخابرات ایران روز جمعه 17 آذر 1391 به همراه یکی از دوستانش پس از جدا شدن از همنورد خویش و ادامه صعود انفرادی دچار حادثه شده است (احتمالا سقوط بهمن) که علیرغم جستجو های تیم کوهنوردی لواسانات و تیم امداد و نجات با استفاده از هلی کوپتر و سگهای جستجوگر و... متاسفانه تاکنون از وضعیت وی خبری نیست.

لذا همنوردان عزیز به لحاظ خطرات بسیار زیاد صعودهای زمستانی حداکثر احتیاط لازمه را بعمل آورند.

مهندس لواسانی

فراخوان جستجو: توسط آقای صابری (09123270137) و خانواده آقای لواسانی

زمان:   روز جمعه ساعت 7 صبح مورخ 6-2-92

مکان: لشگرک - لواسان کوچک - ضلع شمالی میدان گلندوک - جستجو از ده کردیان

از همه کوهنوردان عزیز دعوت می شود در این امر خیر ما را یاری نمایند.

 


 

به اطلاع همنوردان عزیز می رساند پیکر مرحوم امیر لواسانی دانا همنورد عزیزمان که  از 17 آذرماه 91 در اثر حادثه سقوط بهمن در قله ورجین مفقود شده بود روز 22 اردیبهشت ماه 92 ساعت 11 پیدا شد.

 

به همین مناسبت

 

مراسم تشیع پیکر آن مرحوم روز چهار شنبه 25 اردیبهشت ساعت 11 صبح از محل لواسان

 

بلوار امام خمینی - میدان ناران به سمت حسینیه ناران برگزار خواهد شد.

 

همچنین مراسم ختم روز جمعه 27 اردیبهشت از ساعت 10 الی 14 در حسینیه ناران




 


گروه کوهنوردی مخابرات استان تهران، مصيبت وارده را به خانواده مرحوم لواساني دانا تسليت گفته،‌ علوً درجات را براي آن مرحوم و صبر جزيل را براي بازماندگان مسئلت دارد.

 




(  با سلام و عرض ادب خدمت  همنوردان و همکاران عزیز و گرامی )

   

 


 

بدینوسیله از کلیه همنوردان و همکارانی که بنده را مورد لطف و عنا یت خود قرار دادنند کمال تشکر و قدر دانی را دارم و باطلاع میرسانم که با

  


   دعاهای خیر  شما عزیزان و دوستان خوبم و کمک و عنایت خداوند بزرگ پس از عمل جراحی روی مهره گردنم حالم رو به بهبودیست و امیدوارم

     


هرچه سریعتر بتوانم در جمع شما عزیزان حضور پیدا کنم وهمانند گذشته در خدمت شما سروران باشم. انشاالله

 

                                                                                                              با تشکربرادر کوچک شما :

                                                                                                                         احمد نجفی آذر

 







نشست اعتراضی جمعی از اهالی کوهنوردی نسبت به مدیران فدراسیون
 

سه‌شنبه ۱۲ آذر ۱۳۹۲





جمعی از اهالی کوهنوردی در نشستی خبری اعتراض خود را نسبت به عملکرد مدیریت فدراسیون کوهنوردی اعلام کردند.

به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، در این نشست خبری فاطمه زند حبیبی- رییس انجمن کوهنوردان ایران، جواد نظام دوست‌ - رییس انجمن غارنوردان ایران، پروانه کاظمی – ملی‌پوش هیمالیانورد ایران، پرویز امرایی – مدیرعامل باشگاه کوهنوردی دماوند ، بهزاد ترکاشوند – عضو هیات مدیره باشگاه آرش و سهند عقدایی – هیمالیا نورد حضور داشتند.

در ابتدای این نشست نظام دوست گفت: مدیریت فدراسیون در این چند سال بسیار بسته عمل کرده و تنها به فکر خودشان و اطرافیانشان بودند. فدراسیون در این مدت باشگاه‌ها را از خود رانده است و توجهی به صعودهای مستقل ندارد. جایگاه فدراسیون با این سیستم‌ اداره کردن تا حد یک باشگاه پایین آمده است.

ترکاشوند، عضو هیات مدیره باشگاه آرش از بی‌توجهی مسئولان فدراسیون نسبت به امداد و نجات در کوهستان انتقاد کرد و گفت: فدراسیون در این سال‌ها در این زمینه هیچ راهکاری را ارائه نکرده و همیشه مسئولیت را به دوش ارگان‌های دیگر انداخته است.

فاطمه زند حبیبی ، رییس انجمن کوهنوردی ایران در ابتدای صبتهای خود به تعلیق شدن فعالیت آنها و انجمن غارنوردان ایران اشاره کرد و گفت: فعالیت‌های ما دو سال تعلیق بود و هر روز به وزارت کشور می‌رفتم. پرونده‌ ما یک بار گم شد و چندین بار هم پرونده‌ را دوباره تکمیل کردیم، اما مشکل حل نشد. سرانجام پس از رفت و آمدهای بسیار این مشکل حل شد و از مسئولان رسیدگی به این موضوع پرسیدم که چرا فعالیت انجمن ما را تعلیق کردند. آنها در جواب گفتند سرپرست فدراسیون به صورت شخصی به دنبال این پرونده‌ و تعلیق کردن شما بود.

وی افزود: فدراسیون به عنوان متولی کوهنوردی اصلا ما را حساب نمی‌کند و گویی دور خودش حصاری کشیده و جامعه کوهنوردی را قبول ندارد.

عقدایی ، ملی‌پوش هیمالیانورد ایران با تاکید بر این که سرپرست فدراسیون در همین 10 روز گذشته تغییرات زیادی را در هیات‌های استانی انجام داده است، گفت: هفت یا هشت هیات کوهنوردی استان به صورت سرپرست اداره می‌شوند که در همین 10 روز گذشته انتخابات آنها برگزار شد و به رییس تبدیل شدند تا در انتخابات فدراسیون بتوانند به شعاعی رای بدهند.

وی افزود: فدراسیون طی دو سال گذشته هیچ پولی به هیات‌ها نداده بود، اما در چند روز گذشته بارها با هیات‌ها تماس گرفته که چرا پول خود را از فدراسیون نمی گیرند. پول دادن در فاصله چند روز تا انتخابات چه معنایی دارد؟

عقدایی با ادعای این که انتخابات فدراسیون مهندسی شده است، گفت: مگر در کوهنوردی ایران قحط الرجال است که مسئولان وزارت به دنبال گرفتن مجوز هیات دولت برای ادامه فعالیت یک فرد بازنشسته هستند. همین گرفتن مجوز از سوی وزارت ورزش و جوانان به نوعی تایید کردن شعاعی و تضییع حق بقیه کاندیداها است.

پروانه کاظمی نخستین زن ایرانی که سابقه فتح چهار قله هشت هزار متری را در کارنامه دارد، گفت: فدراسیون نسبت به کوهنوردان با سابقه بی تفاوت است و ملی‌پوشان را به خودی و غیر خودی تقسیم کرده است. فدراسیون صعود به قله‌ها را معادل سازی می‌کند، ولی چرا به برخی این حکم‌ها را می‌دهد، اما برای بقیه چنین کاری انجام نمی‌دهد.

انتهای پیام



پروانه کاظمی در ایسنا

کوهنورد رکورددار جهان: چرا ما را نمی‌بینند؟!



» سرویس: ورزشي - ورزش بانوان

شنبه ۵ بهمن ۱۳۹۲ - ۰۸:۲۴


بانوی ایرانی که با صعود به "اورست" و "لوتسه" در یک هفته؛ رکورددار کوهنوردی در جهان است با حضور در ایسنا از شرایط سخت آن روزها و تلاش‌های بعدی‌اش سخن گفت.

به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا)، در ورزش ایران افراد زیادی حضور دارند که در رشته‌های مختلف توانسته‌اند رکوردی را به نام خود ثبت کنند. برخی از این رکوردها داخلی بوده و برخی دیگر جهانی است که البته رکوردهای جهانی بسیار کمتر است. وقتی حرف از رکورد می‌شود بی‌اختیار یاد رشته‌هایی مانند شنا، وزنه‌برداری و فوتبال و والیبال می‌اُفتیم اما رکورد در کوهنوردی شاید کمتر مطرح شده باشد. اهالی ورزش و به ویژه کوهنوردی وقتی حرف رکورد کوهنوردی می‌شود نام «عظیم قیچی‌ساز» و صعود به 12 قله بالای هشت هزار متری جهان را به یاد می‌آورند اما رکورد دیگری که متعلق به کوهنوردی ایران است و کمتر از آن نام برده می‌شود رکورد بانوی کوهنوردی ایران در صعود به دو قله "اورست" و "لوتسه" است.

پروانه کاظمی که هشت سال است کوهنوردی را به صورت جدی دنبال می‌کند اولین زن کوهنورد جهان است که در مدت یک هفته توانسته به این دوقله مرتفع جهان صعود کند. این رکوردی جهانی است که مورد تایید قرار گرفته است. این رکورد در نوع خود برای کوهنوردی ایران جای افتخار دارد اما نکته‌ای که باعث می‌شود این رکورد با ارزش‌تر جلوه کند این است که کاظمی به عنوان اولین زن مستقل به این دو قله صعود کرده است.

پیش از او هم دو بانوی ایرانی در سال 85 به همراه یک تیم مشترک با مردان توانسته بودند به قله اورست صعود کنند اما آن صعود مستقل نبود.

پروانه کاظمی با حضور در خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا) به سوالات خبرنگاران و اهالی کوهنوردی پاسخگو بود که متن کامل این پرسش و پاسخ را در زیر می‌خوانید.

*هنوز هم عاشق بدمینتون هستم!

شغل اصلی من تدریس بود و 20 سال به این کار مشغول بودم. در آن سالها رشته‌های تنیس روی میز و والیبال را انجام می‌دادم و بعد از آن هم در لیگ دسته یک در رشته بدمینتون فعالیت می‌کردم که به خاطر این ورزش، تدریس در آموزش و پرورش را از دست دادم. برای این ورزش نیاز بود که تمرین دائمی داشته باشم و چون تدریس می‌کردم نمی‌شد به هر دوی آنها برسم.

آن زمان بدمینتون زیر نظر انجمن بانوان کار می‌کرد که حاشیه‌های زیادی داشت. این حاشیه‌ها هم دلیلی بود که این رشته را رها کنم تا آرامش داشته باشم. خیلی از قهرمانان خانم‌های ما به خاطر همان برخورد‌ها باعث شد از ایران بروند. هنوز هم عاشق بدمینتون هستم.

به خاطر این مشکلات بود که نمی‌توانستم مشغول به کار باشم و به یکباره سه ماه مرخصی بگیرم و به کوهنوردی و یا ورزش به صورت حرفه‌ای بپردازم. از سال 84 به صورت آماتور یا به اصطلاح خودم کوه‌گردی را شروع کردم. سال 91 و در زمان سفر به اورست بود که دیدم اصلاً نمی‌شود کار و ورزش حرفه‌ای را همزمان با هم انجام داد.



*اولین صعود برون‌مرزی

تابستان سال 2010 (1389) آن سال بعد از دو ، سه سال فعالیت جدی در کوهنوردی و عضویت در باشگاه "اسپلیت" اولین صعود برون‌مرزی‌ام را انجام دادم که به مقصد چین و قله "موستاق آتا" به ارتفاع 7546 متر بود. آن اولین تجربه‌ی برون مرزی‌ام بود که به لحاظ آب و هوایی و به لحاظ تجربه ما، صعود سختی بود اما خوشبختانه با صعود به قله به پایان رسید.

*تلخ و شیرین‌های دومین صعود

سال بعد از صعود به "موستاق آتا" تصمیم گرفتم به یک قله هشت هزار متری بروم. انتخاب من قله 8163 متری "ماناسلو" هشتمین قله بلند دنیا بود. قبل از من دو ایرانی دیگر، سرهنگ محمدجعفر اسدی قبل از انقلاب در سال 1355 و بعد از آن هم مهدی عمیدی این قله را صعود کرده بودند. خدا را شکر این قله را هم صعود کردم و توانستم به عنوان اولین زن ایرانی روی این قله قرار بگیرم. این صعود هم تلخ و هم شیرین بود. چون اولین صعود هشت هزار متری‌ام بود باید خیلی خوشحال می‌بودم، اما چون یکی از اعضای گروه را از دست داده بودیم (عیسی میرشکاری) شرایط خیلی سخت بود. تلخی‌های آن صعود فراموش شدنی نیست. اولین تلخی این صعود از دست دادن آقای میرشکاری و تلخی دیگر هم برخوردی بود که برخی افراد داشتند. بعد از این اتفاقات و برخوردها در بهار سال 90 بود که تصمیم گرفتم دیگر به صورت تیمی کار نکنم و انفرادی و مستقل عمل کنم.

جریان "ماناسلو" آنقدر بازتاب بدی برایم داشت که اگر فرد دیگری جای من بود و انگیزه‌ی کافی را نداشت حتماً کوهنوردی را کنار می‌گذاشت چون به خودم و خانواده‌ام توهین شد. داستان‌سازی‌ها و بحث‌های مختلفی شد اما من انگیزه داشتم و بازهم به کارم ادامه دادم.

*" آمادابلام"؛ سومین صعود برون‌مرزی

پاییز سال 90 بود که تصمیم گرفتم به قله‌ بسیار زیبای " آمادابلام" با ارتفاع 6856 متر بروم که برای کوهنوردی قله‌ای کاملاً فنی است. در حالی برای صعود به این قله رفتم که دور روز قبل از پرواز یک بریدگی وحشتناک با شیشه روی دستم ایجاد شده بود و کف دستم پنج پخیه داشت. نمی‌خواستم آن سفر را کنسل کنم و هر طوری بود به این سفر رفتم. صعود به خوبی در حال انجام بود و حتی تا آخرین کمپ هم شرپایی(نیروهای خدماتی محلی) در کنارم بود. نفهمید که دستم بخیه داشت. این موضوع را به او نگفتم که فکر نکند من توان کافی را ندارم و این باعث شود که شاید از کار خودش بزند و کوتاهی کند.

روز آخر وقتی در حال تعویض بانداژ آن زخم بودم آن شرپا دستم را دید. البته دستم خونریزی و درد داشت. با هر سختی که بود این صعود را انجام دادم و صعود خوبی بود. آن شرکت نپالی برای ما 17 روز برنامه‌ی صعود گذاشته بود ولی ما در سه روز این صعود را انجام دادیم. همه از این صعود بُهت‌زده شدند. صعود به "آمادابلام" یکی از بهترین خاطراتم است. اولین زن ایرانی بودم که از این قله صعود می‌کردم. قبل از من دو مرد ایرانی آن را صعود کرده بودند.

*ثبت رکورد جهانی در چهارمین صعود

شش ماه بعد در فصل بهار سال 1392 ( 2012 ) تصمیم گرفتم به اورست بروم. البته در همین شرایط بود که به فکر صعود به قله کناری اورست افتادم. قله "لوتسه" با 8516 متر چهارمین قله مرتفع جهان است. بیس کمپ این دو قله مرتفع جهان مشترک است. با خودم فکر کردم که وقتی در حال صعود اورست هستم اگر دیدم توان کافی را دارم برای قله "لوتسه" هم تلاش کنم. اگر این اتفاق می‌افتاد، هم از لحاظ مالی برایم به صرفه‌تر بود و هم از لحاظ زمانی.

جمعه 29 اردیبهشت‌ماه 92 بود که توانستم به عنوان اولین زن ایرانی که به صورت مستقل اقدام کرده بام دنیا (اورست) را صعود کنم. یک هفته بعد از این صعود یعنی جمعه پنج خرداد‌ماه قله "لوسته" را هم صعود کردم و بدین ترتیب اولین زن کوهنورد جهان لقب گرفتم که توانسته این دو را در یک هفته و در یک تلاش برای صعود انجام دهد. من اولین زن کوهنوردی هستم که در یک فصل و در فاصله یک هفته این دو قله را با هم صعود کرده است.

من رفته بودم که این دو قله را به فاصله یک روز صعود کنم، اما بدشانسی آوردم که به جریان هوای بد خوردم و یک روز در کمپ چهار "لوتسه" منتظر ماندم. اگر آن اتفاق نمی‌افتاد می‌توانستم یک روزه این دو قله را صعود کنم که آن رکورد خیلی جالب‌تر می‌شد البته الان هم یک رکورد است.



*فکر می‌کردند من یک بچه هستم و به اورست آمده‌ام!

در همین صعود "اورست" و "لوتسه" من 20 روز در ارتفاع بالای 6500 بودم و زمانی که از ایران به من زنگ می‌زدند می‌گفتند که حتماً تو یا ادم می‌شوی و یا می‌میری. فکر می‌کردند که من یک بچه هستم و به اورست آمده‌ام تا خودنمایی کنم. گفتم که شرایطم را می‌دانم و بهترین تصمیم را خواهم گرفت. در آن صعود یک پزشک آلمانی و یک کوهنورد کره‌ای هم می‌خواستند همزمان "اورست" و "لوسته" را صعود کنند که کوهنورد آلمانی در کمپ سه ادم شد و حتی اورست را هم نتوانست صعود کند و به پایین برگشت در حالی که دومین‌بار بود برای صعود اورست می‌آمد. کوهنورد کره‌ای هم اورست را صعود کرد ولی یکی از هم تیمی‌هایش فوت کرد و مجبور شد برگردد و "لوتسه" را صعود نکرد. در آن سال تنها کسی که موفق شد هر دو قله را با هم صعود کند یک زن ایرانی بود و این برای کوهنوردان آنجا جالب بود.

*بازتاب صعود به اورست

بعد از ثبت این رکورد بود که روزنامه‌ها و خبرگزاری‌های آنها همه این موضوع را اعلام کردند اما این بازتاب در ایران کاملا‌ً متفاوت بود و برخی از نپال استعلام می‌کردند که آیا اصلاً من این را صعود کرده‌ام و به قله رفته‌ام؟ ساعت 13:30 دقیقه بود که روی قله رادیوی آنجا صعودم را تایید و پخش کرد، اما برخی در ایران حتی این صعود من را باور نکردند. برای من اصلاً این چیزها مهم نیست. همین که آنجا پخش شد یک زن ایرانی این کار را کرده، برایم کافی بود.

*صعود به اورست و خاطره زنده یاد مهدی عمیدی

قبل از صعود من به اورست تنها 28 مرد توانسته بودند به اورست صعود کنند. از ایران هم قبل از من زنده یاد مهدی عمیدی این کار را کرده بود که اولین و تنها ایرانی بود که اورست را بدون اکسیژن صعود کرده است.

*صعود قیچی‌ساز به اورست با اکسیژن بود!

زنده یاد عمیدی اولین و تنها ایرانی بود که توانسته اورست را بدون اکسیژن صعود کرده است. فکر می‌کنم آقای قیچی‌ساز بعد از کمپ 4 تا قله جنوبی از اکسیژن استفاده کرده و بعد از آن اکسیژن خودش را به یکی از افراد تیم و همنوردانش داده و به علت استفاده از اکسیزن در قسمتی از مسیر، صعود او با اکسیژن ثبت شده است.

*"کانچن چونگا"؛ تجربه‌ای خوب اما تلخ!

در پنجمین صعود برون مرزی خودم تمام تلاشم را کردم که در سال 92 (بهار 2013 ) به مرز نپال و هند رفته و برای صعود قله "کانچن چونگا" با 8586 متر تلاش کنم. قله‌ی بسیار سرسختی است. قبل از من تنها یک نفر از ایران روی صعود "کانچن جونگا" تلاش کرده بود که خوشبختانه موفق به صعود هم شده بود. آن یک نفر هم آقای عظیم قیچی‌ساز بود. بیشتر وقتم به دنبال گرفتن نامه و پیدا‌کردن هزینه‌های مالی برای این صعود صرف می‌شد، در حالی که باید تمرین می‌کردم. به شرکت‌های زیادی رفتم. نهایتاً دو شرکت خارجی به من کمک کردند که یک شرکت آلمانی و یک شرکت اسپانیا تنها در حد دادن یک سری لوازم کوهنوردی به من کمک کردند. برایشان جالب بود که من چنین کاری می‌خواهم کنم. هنوز هم دارند به من کمک می‌کنند. این کمک خیلی جزیی است، اما برای من خیلی ارزشمند است.

هزینه‌ی صعود به "کانچن چونگا" 15 هزار دلار شد و اولین قله‌ای بود که صعود نکردم. من سه بار بالای کمپ چهار(کمپ چهار به ارتفاع 7500 متر) تلاش کردم. متاسفانه به دلیل مشکلات زیادی که از لحاظ مالی داریم، برای این‌گونه صعودها، فکر کوهنوردان ایرانی یا قله یا هیچ است و تمام تلاششان این است و وقتی می‌روند یا صعود می‌کنند یا بر نمی‌گردند. آنها اگر بخواهند به برگشت فکر کنند شرایط سختی خواهند داشت به طوری که فکر این‌که آن همه هزینه را چه‌طور جور کنند در نهایت به این منجر می‌شود که در شرایط بسیار بد آب و هوایی به صعود ادامه می‌دهند و متاسفانه دیگر بر‌نمی‌گردند.

در آن لحظه بالای کوه می‌خواهی برگردی اما فکر این هستی که این همه هزینه ر ا دوباره از کجا جور کنی که دوباره بیاید برای صعود. خیلی‌ها وقتی می‌روند برای صعود فکر این هستند که پشت‌شان چه حرفی می‌زنند!



*روش ثابت کردن صعودها

بعد از هر صعود از آن کوهنورد گزارش صعود می‌گیرند، عکس‌ها و فیلم‌ها را نگاه می‌کنند و بررسی می‌کنند، زمان‌های صعود به قله که ثبت شده را می‌بینند، از کوهنوردان و شرپاهای دیگر حاضر در منطقه پرس و جو می‌کنند، بعد از بررسی تمام این مسائل است که آن صعود را تایید می‌کنند و گواهی این صعود را روی سایت هم قرار می‌دهند.

من اولین زن در دنیا بودم که دو قله را با هم صعود کرد. قبل از من خانم‌ها صادق و کشاورز قله اورست را در سال 85 به عنوان اولین بانوان مسلمان صعود کرده بودند که آن صعود در قالب یک تیم 20 نفره( 13 نفر مرد و هفت نفر خانم) انجام شد. از آن تیم در نهایت دو نفر خانم و هفت نفر مرد به قله رسیدند.

*45 هزار دلار، هزینه صعود به اورست

هزینه‌ صعودهای ما بسیار وحشتناک و خانمان‌سوز است! برای صعود به "اورست" و "لوسته" 45 هزار دلار ( با دلار 3800 تومان) خرج کردم که این مبلغ با تمام تخفیف‌هایی بود که توانستم بگیرم.

این پول را کاملاً شخصی جمع آوری کرده بودم. برای این صعود به بانک مرکزی نامه نوشتم و گفتم که یک چنین کاری می‌کنم اگر انجام بدهم، یک رکورد است اگر می‌شود کمک کنید که دلار دولتی بگیرم که متاسفانه هیچ توجهی نکردند. به خیلی از ارگان‌ها و شرکت‌ها نامه نوشتم ولی دریغ از حتی ریال کمک. یکی دو شرکت در ابتدا موافقت کردند اما توضیحاتی از من خواستند که وقتی برایشان توضیح دادم رسماً به من می‌خندیدند! تنها کسی که همیشه از من حمایت کرده همسرم (آرمان ضابط) است. همسرم کارمند است و کوهنوردی می‌کند. اگر حمایت‌های همسرم نبود عملاً هیچ کاری نمی‌توانستم بکنم.

برای فراهم کردن هزینه‌های این صعود هر چیزی که می‌توانستم بفروشم فروختم. وام گرفتم. پس‌اندازهایمان را گذاشتم، حتی قرض گرفتم. برای جورکردن هزینه‌های این صعود حتی اگر می‌دیدم از وسائل کوهنوردی از یک وسیله دو تا دارم یکی را می‌فروختم تا پولی گیرم بیاید.

*فدراسیون کوهنوردی و کمیته ملی المپیک هیچ کمکی نکردند!

هیچ انتظاری ندارم که فدراسیون کوهنوردی در اینگونه صعودها به کوهنوردان کمک مالی کمک کند. فدراسیون هیچ منبع مالی ندارد. اما در بحث نامه‌نگاری و اسپانسر‌یابی فدراسیون خیلی می‌تواند کمک کند. من برای تهیه کردن هزینه این صعود یک هفته پشت در کمیته ملی المپیک بودم و گفتم شاید به من کمک کنند ولی متاسفانه هیچ کمکی نکردند. نمی‌دانم دلیل کمک نکردن آنها چه بود. یا هیچ کسی باور نمی‌کند یا اهمیتی نمی‌دهند. حتی یک مورد در حال گرفتن اسپانسر دولتی بودم که به من گفتند تاییدیه دولتی می‌خواهند. وقتی به فدراسیون مراجعه کردم تا نامه بگیرم به من گفتند که نمی‌توانیم به یک زن تنها تاییدیه بدهیم و تاییدیه ندادند.

*خارجی‌های خوشبخت!

گرفتن کمک توسط گروه‌های کوهنوردی خارجی با کوهنوردان ایرانی بسیار متفاوت است. به طور مثال وقتی برای صعود به "آمادابلام" رفته بودم یک تیم سنگاپوری در منطقه حاضر بود. آنها یک بنر بزرگ پر از آرم شرکت‌هایی مختلف را داشتند که از آنها حمایت کرده بودند. به آنها گفتم که شما چقدر خوشبخت هستید که این همه اسپانسر دارید. هنگام گفت و گو بودیم که به من گفتند تو به عنوان اولین زن ایرانی قصد این صعود را داری و هیچ حامی نداری؟! وقتی گفتم هیچ اسپانسری ندارم خندیدند و گفتند که ما باور نمی‌کنیم.

*حاشیه و مسائل مالی، مشکلات اصلی کوهنوردان

بیشتر کوهنوردان نگران حاشیه‌هایی هستند که برایشان ساخته می‌شود. این مهمترین مشکل است. بعد از آن مسائل مالی مشکل بزرگ است و آنهانگران مسائل مالی هستند. بطور مثال من در صعود به "کانچن چونگا" در ارتفاع 8200 متری با خودم فکر می‌کردم و در حال آوردن استدلال منطقی بودم که با این همه هزینه‌ای که کرده‌ام آیا باید به صعود ادامه دهم یا با در نظر گرفتن این دلایل برگردم.

فیلم‌ صحبت کردن با خودم در ارتفاع هشت هزار متری را روی اینترنت گذاشتم و بازتاب‌های گوناگونی داشت. سه بار برای صعود به "کانچن جونگا" تلاش کردم؛ دو بار اول به دلیل حرکت بسیار کند تیم زمان کم آمد و نتوانستیم صعود کنیم، اما بار سوم به دلیل اینکه عفونت گلو گرفتم برگشتم. به هرحال متاسفانه نتوانستم صعود کنم.

*بازگشت در آخرین لحظه

با در نظر گرفتن این شرایط بود که از "کانچن چونگا" برگشتم. وقتی شرایط این صعود را برای پزشکان خارجی که آنجا بودند گفتم، گفتند که تو در آخرین لحظه برگشتی و بهترین تصمیم را گرفتی. از بایت گرفتن این تصمیم خیلی خوشحالم. معتقد نیستم وقتی رفتی به هر قیمتی باید صعود کنی. تجربیاتی که از این برنامه و صعود نکردنم کسب کردم از همه آن تجربیات قبلی بهتر بود و اصلاً ناراحت نیستم و به آن افتحار می‌کنم. در ایران این رسم است که هر کسی رفت به هر قیمتی به قله برسد که این درست نیست.

*برنامه آینده

برای بهار سال 93 قصد دارم روی یک قله هشت هزار متری دیگر تلاش کنم. هنوز دقیقاً مشخص نکردم که به چه قله‌ای بروم.

*سالی بد برای کوهنوردی

سال 2013 سال خاصی برای کوهنوردی بود. شرایط آب و هوایی خیلی بدی در این سال در کوه‌ها حاکم بود. خیلی از بزرگان کوهنوردی در این سال از دنیا رفتند که این خیلی دردناک بود. شاید آنهایی که خرافی هستند این مسائل را به نحسی عدد 13 ربط بدهند اما من به این مسائل اعتقادی ندارم و کاری هم ندارم. امیدوارم سال 2014 این‌طور نباشد و سال خوبی برای کوهنوردی باشد.



*یک مدال نمادین تنها یادگاری من از کوهنوردی

صعودهای من مستقل بوده و هیچ مدال یا حکمی را بایت این صعودها از فدراسیون یا دیگر ارگان‌ها نگرفته‌ام. تنها مدالی که دارم یک مدال نمادین است که دولت نپال به صعود‌کنندگان اورست می‌دهد. دیگر هیچ چیزی ندارم.

*فدراسیون به امثال من نیاز ندارد!

کاظمی در پاسخ به این سوال که به عنوان یکی از کوهنوردان سرشناس ایران و جهان آیا با فدراسیون کوهنوردی و صعودهای ورزشی همکاری دارد گفت: گویا نیازی به همکاری باامثال من ندارند. دلیلش را هم نمی‌دانم.

*فدراسیون هیمالیا‌نورودی را جا بیندازد

ورزش در هیچ کجای دنیا دولتی نیست. انتظار نداریم که به کوهنوردان کمک مالی کنند اما حداقل انتظار ما این است که فدراسیون کوهنوردی می‌تواند هیمالیا‌نورودی را برای جامعه جا بیندازد تا این‌که وقتی کوهنوردی سراغ اسپانسری می‌رود، آن اسپانسر بداند که هیمالیانوردی چیست و چه شرایطی دارد. سختی‌های آن را بداند و به من نخندد. کوهنوردی تماشاچی ندارد و در چشم نیست. مسولان باید کاری کنند که این ورزش شناخته شود.

*در کوهنوردی بانوان، استعداد‌های زیادی داریم

در صعود‌های برون‌مرزی تنها بانویی که به صورت مستقل کار می‌کرد لیلا اسفندیاری بود که متاسفانه جان خود را در "گاشر بروم" از دست داد. ما در کوهنوردی بانوان استعداد‌های زیادی داریم اما تمایلی به فعالیت بیشتر و به ویژه مستقل ندارند. بانوان ما روی قلل هشت هزار متری کار نمی‌کنند و روی قلل هفت هزارمتری کار می‌کنند. این‌که خانمی به صورت مستقل برود روی هشت هزار متری کار کند که اصلاً نداریم و این باعث تأسف است. مشکلات زیادی است اما شاید خودشان را باور ندارند و اعتماد به نفس ندارند.

پروانه کاظمی که در عرصه کوهنوردی فردی کاملا شناخته شده است، در پاسخ به این سوال که آیا می‌تواند کمک کند بانوان بیشتری جذب این رشته شوند یا راهکاری را ارائه دهد؟ گفت: باید دقت کنیم هر کاری یک تخصص ویژه می‌خواهد. مدیریت یک تخصص ویژه است و من این تخصص را ندارم. من می‌توانم کمک کنم و یا می‌توانم مشاوره بدهم. در ورزش ما سازماندهی و مدیریت قوی وجود ندارد. ما در این بخش، بانوان خوبی داریم که ورزشکارانی قوی بودند اما هر ورزشکاری که خوب باشد لزوماً یک مدیر قوی نمی‌تواند باشد.

ورزش بانوان در ایران هیچ جایگاهی ندارند. این واقعیت موجود است. خانم‌ها در ایران تلاش زیادی می‌کنند اما شرایط برای ورزشکاران ما وحشتناک است.

*انتظارات از معاون جدید ورزش بانوان وزارت ورزش

من به عنوان یک ورزشکار زن هیچ خواسته‌ یا انتظاری از معاونت ورزش بانوان وزارت ورزش ندارم بلکه تنها چیزی که می‌خواهم این است که به جوانان توجه کنند. بحث مدیریتی در این زمینه یک بحث خیلی پیچیده است و این نیست که الان من چیزی بگویم. آنچه مهم است این است که باید جوانان تشویق شوند تا دفعه بعد تلاش بیشتری کنند. بیشترین خواسته‌ام این است که مسئولان ورزش کشور ورزشکاران زن را ببینند.

کوهنوردی ورزش فوق‌العاده‌ای است و در جامعه دیده نمی‌شود و منزوی است. کوهنوردی یک روش زندگی است. از مسولان انتظار دارم به ورزش کوهنوردی بهاء دهند و زمینه را برای فعالیت کوهنوردان فراهم کنند. هزینه‌های سرسام آور لوازم کوهنوردی با سرمایه گذاری و سوبسید دادن دولت روی این ورزش می‌تواند تعدیل شود در حالی که به جای آن در این سال‌ها شاهد ممنوعیت ورود لوازم استاندارد ورزشی بوده‌ایم. ارزش واقعی و نه شعاری دادن به ورزش و بویژه کوهنوردی خواسته اصلی من از مسئولان است.

 


انجمن پزشکی کوهستان ایران: به گزارش هیئت کوهنوردی و صعودهای ورزشی شمیرانات این هیئت در نظر دارد همایشی با عنوان "آسیب شناسی کوهنوردی ایرانی" با نگاهی به فاجعه بهمن دیزین سال 88 در تاریخ 11 اسفند ماه 1392 برگزار نماید.
این همایش بیشتر به بحث در زمینه چالش های پیش روی جامعه کوهنوردی ایران می پردازد و سوالی که مطرح می شود این است:
چرا در سبک کوهنوردی ما ایرانیان این همه حوادث بدون توجیه علمی و منطق و با این ابعاد تلفات بوجود می آید؟
همزمان با این همایش رو نمایی کتاب "آسیب شناسی کوهنوردی ایرانی" نیز برگزار خواهد شد. این کتاب نوشته آقای علی معصومی دبیر هیئت کوهنوردی و صعود های ورزشی شمیرانات می باشد و به پاسداشت درگذشتگان بهمن دیزین سال 1388 می پردازد.

مکان برگزاری همایش: تهران - قیطریه - پارک قیطریه - فرهنگسرای ملل - سالن اجتماعات فرهنگ
زمان برگزاری: 11 اسفند - ساعت  17:30


 



برگزاری کلاس هواشناسی کوهستان توسط استاد سپهری



زمان : شنبه و یکشنبه 17و18 اسفند ماه  1392 از ساعت 16 الی 20 


هزینه: 50000 تومان


جهت ثبت نام و دریافت اطلاعات بیشتر با آقای نجفی 09123614414 تماس گرفته شود.


 







نجات 3 گمشده از کوههای اطراف دامغان






روابط عمومی هلال‌احمر استان سمنان، از یافتن سه گمشده در کوههای اطراف دامغان توسط هلال‌احمر خبر داد.


به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)منطقه سمنان، روابط عمومی هلال احمر استان طی گزارشی به ایسنا اعلام کرد: پس از تماس تلفنی با شماره



(فوریت‌های امداد و نجات) در ساعت 18:15 روز چهارشنبه   92/12/14 و گزارش مفقود شدن سه نفر در کوههای اطراف روستای طزره دامغان


بلافاصله یک اکیپ امدادی مستقر در پایگاه امداد جاده‌ای نعیم‌آباد هلال‌احمر دامغان به محل اعزام شد.

در ادامه این گزارش آمده است: این اکیپ امدادی پس از ارزیابی اولیه، درخواست کمک کرده که دومین اکیپ امدادی شامل تیم امداد و نجات کوهستان با


تجهیزات کامل در ساعت 19 وارد منطقه شده و پس از سه ساعت جستجو در مسیرهای صعب‌العبور کوههای اطراف روستای طزره موفق به یافتن


حادثه‌دیدگان که یکی از آنها از ناحیه پا دچار مصدومیت شده بود، شدند.

در این عملیات هفت نجاتگر و امدادگران به همراه دو خودروی مخصوص حضور داشته و این عملیات امدادی در ساعت 1:14 بامداد با انتقال حادثه‌دیدگان


به پایان رسید.

 







بانوی فاتح اورست این روزها کجاست؟
 






بانوی هیمالیانورد همدانی با فعالیت در آموزش و پرورش و تدریس کوهنوردی برای دانشجویان، گذران زندگی می‌کند.

به گزارش خبرنگار ورزشی خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا)_منطقه همدان، کوهنوردی از آن دست رشته هایی است که همدان در آن

طی سال های اخیر حرف های بسیاری برای گفتن داشته و دارد؛ رشته ای که همدان در آن به گفته رئیس فدراسیون کوهنوردی یکی از

قطب های اصلی کشور به شمار می رود.

همدان شهری کوهستانی است که وجود رشته کوه های بلندبالای الوند در این شهر سبب شده کوهنوردان مادستانی خود را به بالاترین درجه

افتخار برسانند.

تاریخ کوهنوردی همدان طی سال های پرافتخار خود، کوهنوردان بزرگی را به کشور معرفی کرده که از جمله آنها می توان به نامدارانی

چون جلال چشمه قصابانی مردی که تا به حال دو بار بلندترین قله جهان را به زیر پای خود آورده اشاره کرد.

البته تنها چشمه قصابانی نیست که توانسته به قله سربه فلک کشده اورست صعود کند. "رضوان سلماسی" بانوی پرافتخاری است که سال

84 همراه با 6 کوهنورد دیگر به اورست صعود کرد تا برگ زرینی از افتخارات ورزش همدان به نام این ورزشکار قهرمان رقم

بخورد.

رضوان سلماسی متولد سال 1347 است. او نزدیک به بیست سال است که به طور جدی کوهنوردی کار می کند. البته به گفته خودش از

سن 13 سالگی به کار طبیعت گردی و کوهپیمایی مشغول بوده است، اما از سال 73 به طور جدی ورزش حرفه ای را آغاز کرده است.

این کوهنورد پرافتخار و ارزشمند کشورمان این روزها به کار فرهنگی مشغول است و در آموزش و پرورش تدریس می کند. او همچنین در

زمینه تدریس کوهنوردی با دانشگاه بوعلی سینای همدان در حال همکاری است و در هیات کاراته همدان نیز به عنوان نایب رئیس بانوان

مشغول به فعالیت است.

سلماسی درباره صعود خود به قله اورست به خبرنگار ایسنا می گوید: سال 84 همراه با 6 کوهنورد از سراسر کشور برنامه سراسری

صعود به اورست در دستور کار قرار گرفت. در این صعود یک کوهنورد از ملایر، یک کوهنورد از سیستان و بلوچستان، یک کوهنورد از

الیگودرز و سه کوهنورد از تهران حضور داشتند. البته این برنامه صعود مختص 20 نفر بود که هفت نفر از آن ها را بانوان کوهنورد

تشکیل می دادند.

وی در ادامه افزود: این صعود در فصل بهار انجام شد که آغاز حرکت از ایران تا بازگشت به کشورمان 90 روز به طول انجامید.

این کوهنورد پرآوازه کشورمان خاطرنشان کرد: حضور در ارتفاع کار دشواری است. در ارتفاع کمبود اکسیژن و فشار، همه چیز را

تحت تاثیر قرار می دهد و بدن باید به این شرایط عادت کند. به اینها برف و یخبندان شدید را هم اضافه کنید. تصور این شرایط برای هر

کسی آسان نیست. اما با همه این تفاسیر این برنامه صعود یکی از دوست داشتنی ترین بخش های زندگی من است که در این برنامه به هیچ

وجه سختی های کار را ندیدم.

وی درباره فعالیت های کنونی خود یادآور شد: افتخار می کنم که چندین سال است در خدمت ورزش همدان هستم. کار کردن با آموزش و

پرورش و تدریس کوهنوردی برای دانشجویان هم لذت بخش است. ضمن اینکه در کاراته هم مشغول به فعالیت هستم و از این بابت نیز

خوشحالم.

سلماسی درباره کوهنوردانی که به قله اورست صعود کرده اند، تاکید کرد: در دنیا تعداد کسانی که به بلندترین قله جهان صعود می کنند زیاد

نیست. از همدان تا به حال من و جلال چشمه قصابانی به این افتخار رسیده ایم. البته من تا ارتفاع هشت هزار و 500 متری صعود داشتم

اما چشمه قصابانی دو بار صعود کامل داشته است. حضور وی برای ورزش همدان مایه مباهات است.

بانوی کوهنورد همدانی در پایان، صعود خود به اورست را یکی از شیرین ترین اتفاقات دوران ورزشی خود برشمرد.

انتهای پیام




اعزام سنگنوردان ایرانی به جام جهانی چین

پنجشنبه ۴ اردیبهشت ۱۳۹۳ - ۱۰:۰۴

سنگنوردان ایرانی عازم چین شدند.

به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، چهار سنگنورد ایرانی برای حضور در رقابت‌های جام جهانی


سنگنوردی عازم شهر چانگ چینگ کشور چین شدند.

علی برات زاده ، مجتبی خدایی ، رضا کلاه‌سنگیان و حسین صادقی چهار ملی‌پوش ایرانی هستند که برای حضور


در دور رشته بولدرینگ و سرعت عازم اولین رقابت‌های جام جهانی سنگنوردی در سال 2014 می‌شوند.

 









وضعیت کوه‌نوردان ایرانی پس از فجیع‌ترین حادثه هیمالیا





شنبه ۶ اردیبهشت ۱۳۹۳ - ۱۰:۲۴




گزارش‌های رسیده از آمادگی کوه نوردان ایرانی برای صعود به ارتفاعات هیمالیا حکایت دارد.

به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، کو‌ه نوردان ایرانی حاضر در ارتفاعات هیمالیا متاثر از حادثه رخ


داده هفته گذشته خود را برای صعود به ارتفاعات آماده می‌کنند.

پس از رخ دادن فجیع ترین حادثه انسانی در ارتفاعات هیمالیا که منجر به مرگ 20 نفر از شرپاها(باربرها) بر


اثر سقوط بهمن شد برای چند روز بهت و وحشت تمام کسانی را که قصد صعود به ارتفاعات اورست را داشتند فرا


گرفت و حتی صحبت هایی از عدم صعود در این فصل نیز شنیده می‌شد.

در این حادثه تلخ 20 نفر از شرپاها جان خود را از دست دادند.

عظیم قیچی ساز، پر افتخارترین کوه‌نورد ایران که برای صعود به سیزدهمین قله‌ی بالای ۸ هزار متر دنیا در


ارتفاعات «شیشاپانگما» به سر می‌برد، طی تماسی از پیشروی امروز خود تا کمپ یک این قله خبر داده بود.

او فضای کمپ اصلی «شیشاپانگما» را متأثر از حادثه‌ تلخ سقوط بهمن در «اورست» و جان‌باختن شرپاهای نپالی،


حزن‌انگیز توصیف نموده بود.

او در آخرین تماس خود اعلام کرده بود کمپ اصلی (5700 متر) را به قصد هم‌هوایی در کمپ‌های یک (6400


متر) و دو (7000 متر) ترک کرده است و در صورت مساعد بودن شرایط، به سمت کمپ دو حرکت خواهد کرد.

قیچی ساز تصمیم دارد پس از تلاش بر روی «شیشاپانگما»، در صورت مهیا بودن شرایط صعود، راهی کمپ


اصلی قله «لوتسه» برای صعود به آخرین 8 هزار متری خود و ورود به باشگاه ۸ هزار متری‌ها گردد.

دکتر علیرضا بهپور مسئول کارگروه پزشکی کوهستان فدراسیون کوه نوردی که به منظور صعود به قله «اورست»


در کشور نپال به سر می‌برد، صبح روز جمعه ۲۹ فروردین مقارن با حادثه سقوط بهمن و کشته شدن جمعی از


باربران ارتفاع وارد کمپ اصلی این کوه گردید و در پیامی ضمن اعلام سلامتی خود جو کمپ اصلی را ماتم زده


توصیف نمود.

او همچنین گفت: منتظر تصمیمات نهایی تیم‌ها و شرکت‌ها جهت ادامه فعالیت روی این قله و یا لغو تلاش خواهیم


ماند.

مهدی قلی پور دیگر کوه نورد ایرانی هم وضعیت کمپ اصلی اورست را آکنده از غم و اندوه توصیف کرد.

مهدی قلی پور دیگر کوه‌نورد ایرانی که برای صعود به قله «لوتسه» در کمپ اصلی «لوتسه و اورست» به سر می


برد، ضمن اعلام سلامتی خود ابراز کرد: پس از حادثه سقوط بهمن ابتدا پیکر ۱۲ شرپای جان‌باخته به کمپ اصلی


منتقل شد و این امر کمپ اصلی را در بهت و ماتم فرو برد.

وی همچنین از احتمال لغو صعودهای این فصل قلل «اورست» و «لوتسه» خبر داده بود.

فجیع ترین حادثه انسانی در ارتفاعات هیمالیا ساعت ۶:۳۰ صبح روز شنبه ۲۹ فروردین ماه و در ارتفاع ۵۸۰۰


متری آبشار یخی «خومبو» و در شرایطی رخ داد که شرپاها به منظور اصلاح مسیر آبشار یخی و انتقال بارها به


کمپ یک عازم ارتفاعات بالاتر بودند.

 



عظيم قيچي‌ساز قله شيشاپانگما را فتح کرد


کوهنورد مشهور ايراني سيزدهمين قله بالاي 8 هزار متر جهان


را با موفقيت فتح کرد.
 

عظيم‌قيچي‌ساز، کوهنورد توانمند کشورمان موفق شد روز


پنج شنبه 11 ارديبهشت ماه ساعت 13:30 ظهر به وقت


محلي (12:15به وقت ايران) ؛ قله‌ي 8013 متري


«شيشاپانگما» در «تبت» را صعود کند.

به نقل از فارس، اين کوه‌نورد تبريزي با اين موفقيت شمار


قله‌هاي 8 هزارمتري صعود شده‌اش را به عدد 13


رساند و تنها با صعود به قله‌ي «لوتسه» مي‌تواند به عنوان


اولين ايراني نام خود را در باشگاه 8‌هزاري‌هاي جهان


که تنها 31 نفر عضو دارد، ثبت کند . وي اين صعود را به همه هم‌وطنان تبريک گفت و اعلام کرد؛


در حال حاضر در کمپ 3 به سر مي‌برد و به زودي به ارتفاعات پائين تر بازخواهد گشت.

 

 

اضافه کردن نظر


حاضرین در سایت

ما 26 مهمان و بدون عضو آنلاین داریم

| + - | RTL - LTR